لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 26 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
معماری صفویه
مقدمه :
یکی از درخشانترین دورههای هنری ایران پس از اسلام دورهی صفویه است. در سال 907 قمری (1502 م) شاه اسماعیل، سلسله صفوی را تاسیس کرد. در این دوره مراکز و کانونهای صنعتی و هنری در ایران افزایش یافت، درابتدای تاسیس این سلسله، تبریز پایتخت بود و به همین سبب این شهر مرکزی شد برای فعالیتهای هنرمندانی مانند خطاطان، تذهیبکاران، نقاشان و صحافان و همچنین هنرمندانی که در دیگر فنون و صنایع کار میکردند و هنرمندانی که در معرقکاری و رنگآمیزی کاشیها و در بناها و کتیبهها نقش داشتند یا هنرمندانی که در صنایع منسوجات و بافت پارچه به کار میپرداختند.
در اواخر قرن دهم قمری، در زمان شاه عباس پایتخت از قزوین به اصفهان انتقال یافت. با انتخاب پایتخت جدید، این شهر به عنوان یکی از درخشانترین شهرهای خاور گسترش پیدا کرد. بازارها، کاخها، مساجد، باغها، پلها در نقشهی شهر گنجانیده شده بود. در این زمان همهی بناهای مذهبی با تزیینات کاشیکاری آرایش شدند. بناهای مسجد شیخ لطف الله سر درب قیصریه و مسجد امام (شاه) در میدان نقش جهان با کاشیهای معرق مزین شدند. آجرهای مربع کاشی منقوش، معروف به آجرهای «هفت رنگ» در بناها به مقیاس گسترده مورد استفاده قرار گرفت. نقش و نگار کاشیها و رنگهای آنها زینت خاصی به بناهای این دوره بخشیده است. نه تنها دیوارها، بلکه گنبدها، ایوان، طاقنماها سر درب ورودیها و مناره با کاشی و موزاییک آراسته شد. ساخت سر دربهای بزرگ با کاشیهای شفاف و گچبری مقرنسکاری در عصر صفویه پیشرفت بسیار داشت. ترکیب سر درب بزرگ و منارههای طرفین آن با صحن چهار ایوانی و ساختمانهای اطراف آن و قرار دادن گنبد به گونهای که با همهی ساختمان متناسب باشد، در معماری زمان صفوی به درجهی کمال رسید. با توجه به امنیت ایران در این دوره بناهایی بزرگ و عالی مانند کاخهای عالی قاپو، چهل ستون، هشت بهشت و تالار اشرف در اصفهان و بقعه شاهزاده حسین، سر درب عالی قاپو و چهل ستون در قزوین ساخته
شدند. دیوارهای این کاخها از کاشیهای خوش آب و رنگ پوشیده شده و میان مجموع آن ها با نقوش نقاشان معروف آن دوره پیوند است. سقفها و دیوارها نیز غالبا با منبتکاری تزیین میشدند.
تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان بیشتری از تذهیبکاری و نقاشیهای لاکی استفاده میشد. طرحهای آنها با هنر مینیاتور دارای رابطهی نزدیکی بود. کندهکاری و خراطی به ویژه در دربها و سقفها خود هنر خاصی در این دوره بوده است. نقاشیهای دیواری (فرسک) در کاخ عالی قاپو، قصر روی ایوان عباسی و ایوان جنوبی قرار دارند. طلاکاری ایوان صحن کهنه به فرمان نادر شاه افشار انجام شده و از این رواست که به «ایوان نادری» معروف است. به طور کلی برخی از بهترین تزیینات و آیینهکاری و نمونهی کاشیکاری سه دورهی تاریخی متوالی را در آن مکان مقدس میتوان دید. زیرا مسجد گوهرشاد در زمان تیموریان، صحن قدیمی در زمان صفویه و صحن نو در دورهی قاجاریه ساخته شده است.
با نگرشی کلی به هنرهای این دوره، باید پذیرفت که در دورهی صفوی، بار دیگر عصر نوین و درخشانی در هنر ایران طلوع کرد. در هر دوره، هنری که در نوع خود زیبا و کامل بوده پدیدار شده است. در قرن دهم قمری هنرمندان ایران به مزایا و نتایج تازهای دست یافتند. در آن دوره قالیهایی بافته شده که تا آن تاریخ نظیر نداشته است. در فلزکاری عصر صفوی، بر پایهی سنتهای قدیم و مهارت فلزکاران این دوره، هنرمندان چیرهدستی مجال ظهور یافتند. مصنوعات طلاکاری، نقرهکاری و برنجسازی رونق بسیار داشت و آهن و فولاد نیز گاه طلا و نقرهکوب میشد. طراحان و نقاشان، این زمان با ابداع شیوههای جدید، موازین تازهای در سبکهای خود ایجاد کردند. در نقرهکوبی و حکاکی ظروف، پایههای شمعدان یا بخوردانها، نوشتار اشعار فارسی به خطوط خوش نستعلیق جایگزین کتیبههای عربیشد.
معماری ایران در دوره افشاریه و زندیه: ظهور نادرشاه افشار به سلطنت صفویه خاتمه داد. با آن که در عالم سیاست به او اهمیت بسیار داده شده است. اما در
این دوره در عالم هنر پیشرفت چشمگیری دیده نمیشود؛ تنها زرگری و طلا و نیز میناکاری ترقی داشته است. همچنین بعضی از قرآنهای نفیس مذهب در دست است که به زمان نادر نسبت داده میشود، کاخ خورشید و برجهای دیدهبانی شهر کلات از هنر معماری این دوره است. اندکی پس از مرگ نادر، کریمخان زند در شیراز مستقر شد و در آن شهر عمارات بزرگی بنا نمود که به نام او مشهور است. از جملهی آنها، ارگ کریمخان، مسجد، حمام و یک بازار است. از ویژگی های کاشیکاری این دوره، استفاده از نوعی رنگ گل سرخ است که در زمان قبل دیده نمیشود. تزیینات کاشیکاری در بدنهی بناها از آجرهای کاشی و زمینهی سفید بود. صورت شخصیتهای رسمی، صحنههای هنرنمایی رستم پهلوان ملی، شکار و دورنماها در کاشیکاریها دیده میشوند.
در باره ویژگیهای و دستاوردهای معماری اصفهانی نکات زیر را می توان نام برد34:
- ساده شدن طرحها که در بیشتر ساختمانها ، فضا ها یا چهار پهلو هستند
- هندسه ساده و شکلها و خطهای شکسته بیشتر استفاده می شد
- در تهرنگ ساختمانها نخیر و نهاز کمتر شد و لی ساخت گوشه های پخ از این زمان آغاز شد
- پیمون بندی و بهره گیری از اندام ها و اندازه های یکسان
- سادگی طرح در بنا ها هم آشکار گردید.
فصل دوم :
نگاه اجمالی
در دوران صفویه به علت توجه مخصوص سلاطین این سلسله به هنر وضعیت و تشویق آنها تحولات زیادی در معماری ایرانی ایجاد گردید. فن معماری در این دوره فوقالعاده ترقی کرده و ابنیههای زیادی از قبیل مساجد و مقابر ائمه و پلها و کاخها ساخته شد که امروزه نیز پابرجا هستند. قسمت اعظم شاهکارهای معماری دوران صفویه در
اصفهان است و این شهر در آن دوره بسیار زیبا و دیدنی بوده است بطوری که سیاحان غربی در سفرنامههایشان از زیبایی اصفهان زیاد تعریف کردهاند. از جمله معماریهای مهم عصر صفوی در اینجا بررسی میشود.
عالی قاپو چهل ستون پل اللّهوردیخان پل خواجو چهار باغ میدان شاه مسجد شاه مدرسه چهار باغ کاخ هشت بهشت در اصفهان کاخ عالیقاپو قزوین
وقتی شاه عباس اصفهان را پایتخت خود قرار
داد، نقشه جدیدی برای شهر طرح کرد: خیابان بزرگ و معروف چهارباغ را او ساخت و طرفین خیابان را دستور داد درخت بکارند. این خیابان به پل بزرگی که روی زاینده رود است، میرسد. در میانه شهر، میدان بزرگ «نقش جهان» قرار دارد. مسجد امام (شاه) درسمت جنوب و قصر عالیقاپو در مغرب و مسجد شیخ لطفالله در مشرق و سردر بازار قیصریه در شمال آن جای گرفتهاند. این میدان جای چوگانبازی بوده و دروازههای سنگی که برای این بازی ساخته شده، هنوز در دو سوی میدان موجود است. در چهار سوی این میدان قریب دویست باب حجرات در دو طبقه ساخته شده است.
عالیقاپو با ایوان بلند آن در مغرب میدان جای دارد. عالیقاپو دارای جلوخان و شش طبقه ساختمان است که در هر طبقه تزیینات و گچبری و نقاشی موجود است. ایوان رفیع آن با ستونهای چوبی وسقف خاتم نیز بسیار جالب است.
سردر بازار، بخش شمالی، علاوه بر کاشیکاری زیبا، مجالس نقاشی زیبایی دارد که قسمتی از آن شامل تصاویر جنگ شاه عباس با ازبکان و مجالس بزم شاهی است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
معماری روم
قدرت روم که پس از اتروسکها بر ایتالیا حاکم و جانشین ایشان شد. اقوام ستیزه ایتالیا را مطیع حکومت واحد روم گردانیده و سرانجام ملتهای اروپای غربی و مدیترانه و خاور نزدیک را در زیر پرچم امپراطور روم گرد آورد .که به گفته مورخ بزرگ روم « انقلابی پدید آورد که تا ابد در یاد ها خواهد ماند ،و امروز نیز ملتها آ« را احساسا می کنند.» در واقع اگر در بررسی امروزمان می بینیم که نبوغ یوناننین با تابش هر چه بیش تر در عرصه هنر ،علم ، فلسفه ، تاریخ، و به طور کلی در قلمرو عقل و تخییل می درخشید نبوغ رومی در عرصه فعالیتهای دنیوی حقوق و کشورداری پر تو افکنی می کند 15 .و به اعتقاد بسیاری دیگر هنر رومی از هنر یونانیان متولد گردید،هنر رومی به واقع انتشار دهنده میراث هنر یونانیان بوده است16. و هر چند عده ای اعتقاد بر این دارند که معماری رومی ریشه در معماری اتروریایی داشته است اما در واقع دارای خصوصیاتی یو نانی مآبی بوده است 17 .
اما آنچه که معماری رومی را متمایز از معماری اقوام دیگر همچون یونانیان میکنند را شاید بتوان به صورت ذیل توجیح کرد . که در واقع تمرکز قدرت های نظامی مالی و اداری روم باستان، دیر تر با تمرکز توان علمی و فرهنگی همراه شد و چنان که دانسته شده است، مدتی، توانمندترین شخصیتهای زبده، دانش و هنر زمان، را از دور و نزدیک جذب خود کرده است .و این امر تا آنجا که به تولید فضای معماری و به ویژگیهای آن باز می گرداند دارای پیاوردهایی به شرح ذیل است18:
-توان اجرایی متکی بر ثروتهای مادی با یا بی ( رشادتهای که به رومیان نسبت داده شده است) بر سایر تلاشها مقدم بوده و رشد دهنده و بر انگیزاننده تولید در زمینه های دیگر است .
- آنچه پیشتر در جهان یا از حوزه پر تحرک مدیترانه شقی با فراست و ظرافت ساده پرداخته شده بود و به همراه دستا آوردهای اتروسکها تنها فضاهایی را به شمار می آورد که می توانستند مورد بهره ورداری سریع حکومت تازه به قدرت رسیده قرار گیرند . شور و ذوقی که از تحرک اجتماعی و از امکانات مادی و اجرا بهره می برد و از اینها منبعث می نمود به تدر
یج به تولیدات تازه ای در معماری ، مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی ، نمایش، رقص و شعر منتهی شد که دارای اصالت بودند و توانستند بپایند .
اما آنچه در این نوشتار مورد اهمیت است و مورد اصلی بحث نیز می باشد ویژگیهای رومی می باشد که از مجموعه گوناگون و پر شمار معماری های رومین بیرون مزنند که به عبارتی میتوان این گونه دسته بندی نمود19 : پر شماری گونه های معماری ،گستره بودن حجم های معماری و شکفته شدن در صور هندسی و اتکاء به سیستم ساختمانها و استخوانبندی بناها به فنونی یکسره و نو و بر خوردار از کارایی گسترده که به مختصر در باره هریک چند سطری را در ادامه خواهیم نوشت.
پر شماری گونه های معماری
گسترش پر شتاب سلطه رو میان باستان باعث گردید که تر تیبی متداول و همه گیر و شکلی مجلل در معماری به وجود آورنند و هر آنچه را که می خواستند بزرگ می ساختند و در ساختن آن هم درنگ نمی کردند این روحیه رومیان در صورتی برای بومیان سرزمینهای تسخیر شده مقبول می افتاد که با رنگ و بوی محلی آمیزش پیدا میکرد .که پیدایش این بناها با مداخله که در وضع عمومی شهر ها به وجود می آورد تحرک و پویایی جدیدی به شهرها می بخشید به طریقی که آبراه ها ،حمامها ، ورزشگاها ،آمفی تئاتر ها و... دارای گوناگونی فراوانی گردید و انواع مختلفی به خود گرفت. این تنوع تنها در راستای اصلی کاربری، رده بندی بناها ممکن می شد و نه در مجموعه ای از ویژگیهای که تاثیر پذیری شدید از عوامل محلی نیز در بگیرد.این گونه مسائل باعث گردید که پر شماری گونه های بناها را در دوران رومیان داشته باشیم که یکی از ویژگیهای اصلی معماری آنان به شمار می آید که همراه و همزاد با تحرک اجتماعی و فرهنگی ،اقتصادی است و نمودی از شکوفایی یک تمدن است.
گستردگی حجمی بنا
یکی از نو آوری های رو میان در باب ترسیم یا تدوین پلان ولومتریک واحدهای معماری شهری این است که شالوده کالبدی بنا و در نتیجه شکل خارجی یا حجم آزاد را در تبعیت از شالوده کار بردی بنا می خواستند و در واقع معماران را وا می داشتند تا خود را از تصور پلاستیک و محدود هندسی برهانند و برخورداری از آزادی در تدوین نقشه را بر پیروی از پوششی یکپارچه و پیوسته را ترجیح دهند.مسلما با توجه به مسائل بالا حجم های معماری یک بنای واحد ضمن بر خورداری از ترتیب و تدرجی که دارای اصالت و ارزش کاربردی است با یک دیگر ترکیب شوند و ساختمان به شکلی ارگانیک بر روری زمین استقرار یابد که این کار مستلزم این است که یک بنا توسط معمارانی ساخته و پرداخته نشود که دارای سبک و روش خاصی هستند بلکه از شیوه های فنی و اجرایی متداول و نیز در پیروی مستقیم از دولت عمل کنند و دیگر همچون یو نانیان پی جوی اینکه نگاه بیننده را به یک نمای خاص توجه دهند نباشند .
با توجه به سطور بالا برای شناخت یک بنای رومی به آنچه که درون آن اتفاق می افتد باید توجه کرد و عوامل داخلی آن را باید مورد بررسی قرار داد.تا بتوان به درک صحیحی از آن داشت.
فنون اولیه ساختمان
رومیان به منظور بر پایی بناهای خود از روشها و فنون خاصی بهره می گرفتند و با توجه به اینکه این فنون تاثیر به سزایی در شکل بنا ها داشته و در زمینه روان شناختی معماری نیز اثر گذار بوده که اشره به آن بی فایده نمی باشدمخصوصا که این وجوه مشخصه معماری رومی می باشد که می توان چنین دسته بندی کرد:
-اوپوس کو آدراتوم.که عبارت است از سنگهای چهار گوش تراش که معمولا منظم اند و گاه تراش کامل ،که به صورت افقی کنار یکدیگر قرار داده می شدندکه علاوه بر کارایی های ساده در ساختن قوسها و پوششهای گهوارهای به کار می رفته است.
-اوپوس سیلیکئوم. عبارت است از دیواری که سنگهای به شکل نا منظم و دارای اندازه های جور وا جور بنا می شده است.
-اوپوس کمنتی کئوم. عبارت است از ترکیبی از لاشه سنگهای نا منظم و گاه خردی که به وسیله ملات به یکدیگر می چسبند و شکلی کم وبیش یکنواخت و یک پارچه می یابند که در موارد پیشرفته برای تعبیه پوششها استفاده می گردید.
-اوپوس لاتریکیوم. که روش به کار بردن خشت خام و آجرهایی که در کوره پخته شده اند در بنای پیکره های ساختمانی مبتنی است.
بیشترین و یا نوترین ابداع ساختمانی رومیان را در بنای قوسها و طاقها ی منحنی شکل می یابیم که تناسب و اندازه هایی هستند همزمانپاسخگو به نیازهای فنی و کاربردی و زیباشناختی .
بیشتر ساختن و تند ساختن دوری جستن از تلاش های نظری خالص در زمینه مدلهای کاربردی و سیتم های اندازه گذاری معطوف به شکل ظاهری بنا ها، پاسخ گویی به نیازهای
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
سبک معماری باروک از ویکیپدیا ، دایره المعارف رایگان
برای سبک باروک در مفهومی کلی تر به باروک مراجعه شود.
معماری باروک، دراوایل قرن هفهم در ایتایلا شروع شد، لغت روم انسان گرایی (humanist Roman) معماری رنسانس رابه خود گرفت و آن را و آن رابه سبک جدید بیانی ، تئاتری ، مجسمه سازی مورد استفاده قرار داد.
که بیانگر پیروزی کلیسای ودولت معتقد به قوای نامحدود الهی بود. اهتمامات معماری جدید برای رنگ، نور و سایه ارزش های مجسمه سازی سبک معماری باروک را مشصخه گذاری می کند. اما وقتی که رنسانس روی ثروت و قدرت محکمه های ایتالیا حاکم شد و ترکیب از نیروهای سکولار و مذهبی گردید، معماری باروک حداقل به طور مستقیم به حرکت ضد اصطلاحات ،حرکت که در کلیسای کاتولیک برای اصلاح کردن خودش درپاسخ به اصلاحات پروتستان بود مرتبط می شد.معمولاًشورای ترنت(trent )( 1563-1545) بعنوان آغازگر ضد اصلاحات مطرح شد.
باروک به یک نیاز برای معماری تبدیل شد که از یک طرف در احساسات عواطف قابل دسترس تربود و از طرف دیگرنمود هویدای ثروت و قدرت کلیسا بود. سبک جدیدخود رابه طورخاص در بافت ترکیبات مذهبی جدید مانند تیتنیز ( Teatines) و سیوعیون (sesuits) نشان داد که هدف آن بهبود دادن پارسایی و پرهیز کاری مردم بود.تا اواسط قرن هفدهم سبک معماری باروک تجلی سکولار خود را به صورت کاخ های بزرگ بدست آورد که اولین آنها در فراسنه به نام ( Chateau de maisons) (سال 1647) نزدیک پاریس از فرانیس من استار بود و پس در سراسر اروپا گسترش داشت.
فهرست
1- پیشگامان و شخصیت های معماری باروک
1-1. باروک و استعمارگری
کلیسای با سالن بزرگ کلیسای جامع نوترم دلم دُ کوبک رانشان می دهد
2- روم و جنوب ایتالیا
3- ایتالیای شمالی
4- فرانسه
5- جزیزه مالت
6- هند
7- بلژیک
8- انگلستان
9- اسکاندیناوی
10- امپراطور مقدس مریم
11- بازار مشترک لهستان - لیتوانی
12- مجارستان ورومان
13- روسیه
14- پرتغال و برزیل
15- اسپانیا و بلژیک
16- اسپانیا آمرکیا
17- ترکیه
18- منابع دیگر
19- نکات قابل توجه
پیشگامان و شخصیت های معماری باروک
ساختمان های رومی قدیمی میشل انجلو بطورخاص کلیسای دارای سالن بزرگ ست پتیر را می توانپیشگام معماری باروک درنظرگرفت به گونه ای که طراحی آن شامل مجموعه بسیار بزرگ می باشدکه قبلاً ناشناخته بوده است .
دانش آموز اوجیاکومودُلاپور تا (Glacomo della porta) این کار را در روم به
طور خاص درسر در کلیسای سیوعیون حضرت مسیح ادامه دادکه بطور مستقیم
به مهمترین سردر کلیسا سبک معماری اولیه باروک ........ شـود که سانتاسـوز انا
توسط کارلو مادرنو می باشد. در قرن هفدهـم سبـک باروک در سـراسـر اروپا و
آمریکا ی لاتین گسترش یافت در آنجا به طور خاص توسط طرفداران سیوعیون
ارتقاء داده شد .
قصر ترنر (آلمان)
رانشان میدهد.
مشخصه های مهم معماری باروک شامل موارد ذیل می شود:
3
*سالن های طولانی و باریک که توسط شکل های گسترده تر و گاهی اوقات
دایره ای جایگزین می شوند.
* ........ نمایش و مهیج از نور، خوا از کنتراست های قوی نور- و – سایه ، اثرات
مربوط به نقاشی سیاه قلم (یعنی کلیسای صومعه و ستن برگ) یا نور پردازی
هماهنگ بوسیله چندین پنجره ( یعنی کلیسای صومعه وین گارتن)
*استفاده وافر و زیاد از تزئینات( puttos ساخته شده ازچوب که غالباً طلا کاری
شده می باشد) گچ بری یا گچ و سیمان ، سنگ مرمر با نمای صیقلی ).
* نقاشی های آبرنگی خیلی بزرگ روی سقف
*سردر خارجی غالباً دارای مشخصه برآمدگی مرکزی مهیج و نمایش می یابد.
*قسمت داخلی غالباً بیش از یک پوسته نقاشی و مجسمه سازی ندارد ( به طور
خاص در معماری کهن باروک )
*اثرات فریبنده مانند " Trompe l oeil: و ترکیب نقاشی و معماری
* ترکیب معماری باروک Bavarian چک ، لهستان و اکراین سبدهای
طلایی و فور زیادی دارد.
*ستون های تثلیث مقدس و ( Marian) درکشورهای دارای مذهب کاتوکلیک
برپا می شوند که غابلاً بخاطر ............ برای پایان یافتن لوح منقوش می باشد.
معماری باروک و استعار
گرچه تمایل به این صورت بوده استکه معماری باروک بعنوان پدیده ای اروپایی درنظر گرفته شود، شخص نبایدفراموش کند که آن با شروع استعمار اروپایی همراه و در درون آن قرار دارد. مستعمره ها به توسعه دولت های متمرکز و قوی با اسپانیا و فرانسه نیاز داشتندپس اولین حرکت در این سمت قرار گرفت. استعمار باعث پیدایش مقادیر بسیار بزرگی از ثروت نه فقط به صورت نقره که ا زمعادن بوسیوی ، مکزیک و جاههای دیگر استخراج می شد بلکه همینطور به صورت تجارت حاصل شده در کالا هایی مانند شکر، تبناکو و غیره بود. نیاز برای کنترل مسیرهای تجاری ، انحصارهای تجاری و برده داری بطور خاص توسط فرانسه در ................. قرن هفدهم کنترل می شد و چرخه تقریباً بی پایانی از جنگ ها رابین قدرت های مستعمر اتی : جنگ های مذهبی فرانسه، جنگ سی ساله(1678و1648) جنگ فرانسه ، اسپانیا ( 1653) جنگ هلند ( 1678-1672) و غیره کنترل می شد.
سوء تدبیراولیه ثروت مستعمراتی توسط اسپانیولی ها باعث شد که آنها در قرن شانزدهم ( 1557و 1560) دچار ورشکستگی شدند و فقط صورت محدود در قرن بعدی خودرا ترمیم سازند.
این نشان می دهد که چرا سبک باروک گرچه باشدت در اسپانیا توسعه یافت در حیطه ی بسیار گسترده ای بود. در اسپانیا معماری سطوح وسردرها برخلاف فرانسه و اتریش است که در آنجا شاهد ساخت قصرها و صومعه های بسیار بزرگی هستیم .
برخلاف اسپانیا ، فرانسه در دوران جانباستیک کلبرت ( 1683-1619) وزیر مالی صنعتی کردن اقتصاد خودرا آغاز کرده بود و بنابراین می توانست حداقل در ابتدا اولین بانی های جریان سرمایه باشد. درحالی که این برای صنعت ساختمانی دهند، خوب بود، سرمایه جدید باعث تورم شد که مانند آن هرگز قبلاً ترجبه نشد بود . اساساً پولداران پولدارتر شدند و فقیران فقیر تر شدند . روم به تعداد خانه به دوشان از کلیسای های مجلل جدید برخوردار شده بود.
روم و ایتالیای جنوبی
معماری مقدس در دوره ی باروک آغاز شروع خودرا در نمونه والگوی ایتالیایی از کلیسای دارای سالن دراز با گنبد صلیبی و با تالار مرکزی کلیسا بود. یکی از اولین ساختارهای روسی که با معاهده های روش گرایی شکسته شد در رُسو ( Gesu) نمونه گذاری میشد که کلیسای سانترسوزایا بود و توسط کارلومادرنو طراحی و ساخته شد. سبک ................. ستونها
3
، نیم ستونها ، ابنارهای مرکزی و پیشامدگی و دکوراسیون تراکم مرکزی پیچیدگی رابه ساختار اضافه می کرد. یک سرزنده ی ابتدایی با قوانین طرح کلاسیک وجود داشت که هنوزدقت خودرا حفظ میکرد .آنها از سقف ها گنبدی برخوردار بودند.
همان تأکید روی انعطاف ، تداوم و تأثیرات نمایشی در کار پیترورا کورتوبا توسط سانلاکا ، سانتا ، مارتینا ( 1635) وسانتاماریا، دولاپاس (1656) نشان داده شد کاملا بدیهی بود. ساختمان دوم با پره های مقعر طراحی شده بود تا نمای تئاتری را شبیه ساز می کنند ، به سمت جلو آورده شده بود تا یک میدان و بازار کوچک در جلوی آن را پرکند . دیگر اثرات رومی در آن دروه نیز به سبک تئاتری فر اگیرشده بودند و نمای شهر اطراف رابه صورت نمایی از محیط تئاتری برجسته ی ساختند.
شایدبهترین مثال شناخته شده از این رروش میدان ذوزنقه ای سنت پیترز می باشدکه به عنوان شاهکار تئاتر باروک مورد توجه قرار گرفته است. میدان بادو ردیف ستون می باشد و توسط جیان روانزو برمبنی روی یک مقیاس بسیار بزرگ بی مانند طراحی شده است تا متناسب با فضا باشد و احساسات هیبت را در برداشته باشد.طرح دلخواه بر.............کلیسای بیضی شکل رنگارنگ سنت آندری ال گرین آل( 1658) بوده است که محراب رفیع و گنبد بلندش نمونه ی متمرکزی از معماری جدید را فراهم می سازد. ایده ی او در ارتباط با خانه ی شهری باروک توسط بالازوبار برنسی ( 1629) و بالازوچیگی - اروش کالچی( 1664) که هردو در روم می باشند نمونه گذاری می شود.
رقیب اصلی برینی در پایتخت پاپی، فرانسسکو برمینی بود که طرح های او از سـاختـارهـای
منظم جهان تیم در رنسانس حتی به صورت نمایشی تر تفاوت داشت با توجه به اینـکه توسـط
نسل های بعدی به عنوان یک انقلاب در معماری مورد تحسین قرار گرفتـه اسـت برومیـن روش
( دارای شکل انسان 1 ) قرن شانزدهم را محکوم می کرد در پی این بود که طرح معماری خود
رابرپایه اشکال هندسی پیچیده قرار دهد. به نظر رسید فضای معماری بر......... وقتی که لازم شود
انبساط یا انقباض داشته باشد، و این قرابت و همریشگی را باسبک گذشته میشل انجلو نشان میداد.
شاهکار مجسمه ای و شمایلی او یک کلیسای کوچک سان کارلواله کوداتروهانتین می باشدکه با طرح
بیضی شکل موج دار سبک های پیچیده ی مقعر ومحدب متمایز می باشند اثر بعدتر«سانت ایووآلا اس
سانت آیودالا بین زا: فرانسکو بارومین
پین زا» همان ناسازگاری از سطح صاف و حالت های سرزنده رانشان میدهد که توسط گنبد نانوسی در
بارکنی شکل خلاصه می شود.
بعداز مرگ برمین در سال 1680 ، کارلو فانتانا به عنوان پرنفوذ ترین معمار مطرح شد که در روم کار می کرد سبک اولیه او با مشخصه ی سردر کمی مقعر سان مارسلو آن کورسو را داشت . روش آکادمیکی فانتانا گرچه از قوه ی هوش خیره کنندگان قبلی او در روم برخوردار نبود تأثیر قابل توجهی روی معماری باروک هم از طریق دست نوشته های فراوان و هم از طریق تعدادی از معماران بود که آموزش داده بود و کسانی بود که ایده های باروک را در سراسر اروپای قرن هیجدهم منتشر ساختند.
قرن هیجدهم پایتخت جهان معماری اروپا بود که از روم به پاریس منتقل شد. روکوکوی ایتالیایی که از دهه ی 1720 به بعد در روم شکوفاشد عیناً با ایده های .................. تأثیر گرفته بود. با استعدا ترین معماران فعال در روم - فرانسسکو سنگ تیس ( استپ هار اسپانیایی،1723) وفیلیپور اگازینی(پیزاسانت ایگنازیو، 1727) تأثیر کمی خارج ازکشوربومی خود داشته اند همان طور که تعداد زیادی از فعالان معماری باروک سیسیل شامل جیووانی با تیس تا واکارینی، آندری آلما وجیوست و نانزیو مار وگ لیا این کار را انجام دادند.
آخرین مرحله از معماری که درایتالیا با کاخ کسرتای سویی جی وان ویت سی
مشخصه گذاری می شود که بزرگترین ساختمان بنا شده در اروپا در قرن
هیجدهم می باشد. مدیون مدلهای معاصر فرانسوی و اسپانیایی می باشد کاخ
بامهارت به چشم اندازو منظره مربوط می شود در ناپلزوکسـرتا، و ان ویک لی
سبک آکادمیکی کلاسیکی فوقی با توجه به یسکان به زیبایی شناسی و
مهندسی انجام داد. سبکی است که انتقال ساده ای به مکتب نوع کلاسیک
را دربردارد.
4
شمال ایتالیا
باسیلی کادی سوپرگا نزدیک تورین : فیلپوجا وارا
در شمال ایتالیا پادشاهان از خاندان سوومی به طور خاص سبک جدیدی را
گرفته اند،انها یک تسلیس برلیانی از معماران کانیو کارینی ، فیلیپو جا وارار
وبرنالدو ویتونی– رابه کار گرفتند تاجاه طلبی سیاسی زیاد خودرا نشان دهند
وجایگاه پادشاهی ازسلطنت دودمان خود را به دست آورند.
کارینی یک راهبه ی پیرو ارسطو بود که تعداد زیادی از سنت هاشامل معماری گوتیک را ترکیب ساخت تا ساختار معماری غیر منطقی را پدیدآورد که به خاطر ستونهای بیضی شکل وسردرهای غیر متعارفشان قابل توجه بودند .برپایه ی یافته های از هندسه و استرو تومی (sterotomy) معاصر ، گراینی مفهوم معماری کج (architectura oblique) را ساخت که به سبک برومینی هم از لحاظ تئوریکی و هم از لحاظ جسارت ساختاری نزدیک بود. بازالاکاری نانوی مربوط به گراین (1679) رزرق وبرق دارترین کاربرد مربوط به سبک باروک برای خانه ی خصوصی در قرن هفدهم بوده است.
اشکال مایع، جزئیات بدون وزن و جبنه های هوایی معماری ........ رااز هنر ر.کوکو بینی گرفته ست گرچه اقدام او کاملاً درحیطه ای فراتر از تورین می باشد. جالب ترین طرح های ........... برای ویکتور آمادونیس دوم از ساردنیا خلق شده است. تأثیر بعدی باسیبیکاری سوپرگای او( 1717) از خط بالارونده آن و مکان قرار گرفتن ماهرانه ای ان رومی تپه بالای تورین می باشد. تزئینات و نقوس اطراف آن بیان آزادتری را از شکل معماری در شکارگاه پادشاهی پالازنیادی استاپی نی ای ( 1729) را مورد تأکید قرار می دهد جا وارار این شغل کوتاه اماپرحادثه را در مادریدتمام کرد در آنجا او روی کاخ های پادشاهی در له گرانجا و آارن جوز کارکرد.
درمیان افراد زیادی که عمیقاً با شکوه و تنوع جادار و گارینی تحت تأثیر قرار گرفته بودند هیچ کدام مهم تراز برنالدو .................. نبودند . این معمار ..............به خاطر ظهور کلیساهای پر زرق و برق روکوکو به یاد اورده می شود، طرح های پیشرفته ی او غالباً دارای طاق های چند تایی ، ساختار در ساختار و گنبد در گنبد می باشند.
فرانسه
مقاله اصلی : معماری باروک فرانسه
مرکز معماری سکولار باروک، فرانسه بود . درآنجا 3 نمای بالدار باز از کاخ به صورت روشی ذوزنقه ای در اوایل قرن شانزدهم ساخته شد اما کاخ لوگرامبرگ از سولومان روبراس بود که جهت متعالی و کلاسیک را نشان دادکه معماری باروک فرانسه در پی پیدایش آن بود. برای اولین بار کورپ دوروجیس به عنوان نشان دادن سقف اصلی ساختمان مورد تأکید قرار داده شد. درحالی که با لهای کناری به صورت سلسله مراتبی که ارزش تر بودند، به طور مقتضی معیار آنها پایین تر بود. برج قرون و سطی یی به طورکامل با برآمدگی مرکزی به شکل در وازه ی سه طبقه تاریخی جایگزین شده بود.
ترکیب روبراس از عناصر سنتی فرانسه( یعنی سقف های شیروانی بلند و خط سقفی پیچیده ) با اقتباس کاملا ایتالیایی (یعنی هاتی سازی همه جاموجود فروان گرفته شده ازپالازوپی تی در فلورانس ) براین بودتاسبک لوئیس XIII را مشخصه گزاری کنید. شایدکامل ترین فرمول ساز روش جدید فرانسومن سارت یک کمال گرای خستگی ناپذیر بود که براین بود تا معماری باروک کامل را به فرانسه وارد کند درطراحی اوبرای شاتودو مزون ( کاخ خانه ها) ( 1642) ، من سارت در هماهنگ سازی فرایندهای دانشگاهی معماری باروک موفق شد درحالی که احترام به خصیصه های معماری بوتیک ازسنت فرانسه حفظ می کرد.
کاخ خانه ها(شکل) سنت ادامه دار ازکاخ های بعداز برون و سطـی قـرن شانـزدهم
تاخانه های روستایی ویلایی قرن هیجدهم رانشان می دهد .ساختار شدیداً متقارن
است به طوری که ترتیبی در هر طبقه به کار برده شده است که طور خاص به شکل
نیم ستون می باشدنمای سردر تاج دارشده باسقف بزرگ شده ی جدا با انعطاف قابل
ملاحظه ای نمود داردو مجموعه ی کلی مانند یک سه بعدی می باشنـد .ساختـاهای
من سارت باباریکه هایی از اثرات دکوراسیونی پراز شکوفه می باشندبنابرایـن نمـودی
وو-لو-ویک تون،نزدیک پاریس : لوئس لوو و آندره لو نوتر، 1661
از روم معاصر هستند.تأثیر معماری باروک ایتالیایی وجود ندارد و به حیطه ی تزئینات
دکوراسیونی واگذار شده است.
مرحله ی بعدی در توسعه ی معماری ساختمانی اروپایی شامل تلفیق باغچه ها در ترکیب
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
معماری آینده ومعمار
معماری آینده ومعمار از آن روزی که معماران مصری ایده های اولیه خود برای اهرام ثلاثه را احتمالا با چوبدستی در شنهای روان نقش کردند تا امروز بیش از هزاران سال می گذرد.در این هراره ها، معماران همواره روشهای جدیدتر و کاملتری را در تصویر نمودن، تجسم بخشیدن و معرفی کردن ایده های خلاقه خود برای خلق فضا های سه بعدی آزموده اند.تجسم بخشیدنی که علاوه بر کمک به معمار برای معرفی تصورات مجازی خود به دیگران، خود او را نیز در به دست آوردن درک درست تر از آنچه اندیشه یاری می کرد. معماران نخست از هندسه و ابزار ترسیمی برای تفهیم ایده هایشان به دیگر گروه های دست اندر کار نظیر کارفرمایان و پیمانکاران استفاده می کردند.پرسپکتیوها و ترسیمات سه بعدی و سرانجام ماکت ها و مدلها ابزار بعدی برای تجسم بخشیدن به تصورات ذهنی طراحان فضاهای معماری بوده اند. اما در عصر جدید با ورود کامپیوتر به عرصه شبیه سازی فضای معماری، افقهای نوینی فراروی معماران گشوده شده است.چه این ابزار جدید، علاوه بر اندازه ها و تناسبات،مصالح و رنگ و بافت را نیز به نمایش می گذارند.نورها را باز آفرینی می کند و با جان بخشیدن به تصاویر و حرکت دادن به آنها،پاره ای از وظایف مدل های حجمی نیز به دوش می کشد.کامپیوتر، ابزار قدرتمندی
است که می تواند نقش چند رسانه ای را در انتقال یک ایده از طراح به مخاطب ایفا کند. سیر تجارب معماران در آزمودن روش های معرفی ایدهای فضاییشان در این هزارهها، سیر تکاملی در دستیاب به روشهای چند رسانه ای برای بازآفرینی مجازی فضای معماری است.سیری که هدف غایی ان بازآفرینی هر چه کاملتر و جامعتر و واقع نمایانه تر فضای فضای معماری بر روی صورتی مجازی بوده است. مقوله "واقعیت مجازی" مدتهاست که دلمشغولی اصلی طراحان سیساتم های مالتی مدیا در عرصه شبیه سازی است.تجربه ها و طاحی هایی که در عرصه بازآفرینی واقعیت مجازی صورت گرفته اند،در تسخیر تمامی حواس انسان، از بینایی و شنوایی گرفته تا لامسه . بویایی و حتی چشایی را در نظر دارند و می کوشند قرارگیری تمام و کمال در یک محیط مجازی را همانند دیدن یک رویا، امکان پذیر سازند. هم اینک، با کمک سنسورهایی که کلیه پیامهای محیطی را به نمامی حواس ما می دهند و متقابلا دستورات حسی و حرکتی را از آنها دریافت می کنند، می توانیم در محیط مجازی حضور یابیم.به هر سو که خواستیم حرکت کنیم.زوایای مختف محیط و اتفاقات جاری در آن را به انتخاب خود ببینیم.صداهی موجود در محیط را بر حسب موقعیت خود و به
تناسبات جابجاییهایمان بشنویم.اشیا را لمس کنیم.بافت،نرمی و زبری،یا گرمی و سردی آن ها را تجربه کنیم.بوهای پیرامون را استشمام کنیم و با رفتار و حرکت های خود بر رویدادها تاثیر بگذاریم.در محیط واقعیت مجازی می توانیم صدای قدمهایمان را بشنویم.می توانیم وزش نسیم را حس کنیم،می توانیم با دیگر افراد حقیقی (کاربران) یا مجازی (سیستم) حاضر در محیط گقتگو و تعامل کنیم.و به تعبیری می توانیم زندگی کنیم. اما اثرات این دستاورد تکنولوژیک، صرفا به معرفی و بیان معماری محدود نمی شود."واقعیت مجازی" در تلفیق با امکانات شبکه گسترده اینترنت،قابلیتها و بالتبع تحولاتی را در عرصه های مختلف زندگی شهری نظیر تجارت، آموزش و ... روی شبکه اینترنت انجام می شوند.در شبکه می توان به مرکز تجاری مجازی قدم گذاشت.ویترین های هرکدام از فروشگاه ها را دید.وارد فروشگاهی شد و اجناس را بررسی کرد . سپس با استفاده از کارت اعتباری خرید کرد.می توان به یک اداره مجازی وارد شد.به قسمت مربوط به کار خود رفت و سوالات مورد نظر را پرسید.یا فرمهای مورد نظر را دریافت وتکمیل کرد و کار خود را به جریان انداخت.همچنین می توان در یک سالن مجازی موسیقی حضور یافت.صندلی مورد
علاقه را انتخاب کرد و اجرا را دید و شنید.و حتی می توان صندلی خود را ترک کرد و با قرار گرفتن در کنار نوازنده، از نزدیک روش کار او را مشاهده کرد. اینترنت در شهرهای آینده،بخش عمده ای از کاربری های شهری را در خود جای خواهد داد.تحول مفهوم شهر در اثر این اتفاق تکنولوژیک،خود مقواه شهرسازانه ای است که از هم اکنون می توان جوانب مختلف آن را دید و بدان پرداخت.اما در کنار این مسئله، نکته قابل توجه دیگری نیز وجود دارد و آن شکل شمایل شهر مجازی جدیدی است که در شبکه به وجود آمده است.یقینا این شهر مجازی نیازمند طراحی است.طراحی که جدا از ساختار ، هویت ادراکی-فضایی آن را هم مورد توجه قرار دهد. طراحی این محیط ها بر مبنای تکنولوژی "واقعیت مجازی" را چه کسانی انجام خواهند داد؟بی تردید معماران در شمار اصلیترین طراحان این محیط ها خواهند بود.چه بسیاری از خصلت ها و قانونمندیهای حاکم در محیطهای واقعی و فیزیکی، در محیط های مبتنی بر "واقعیت مجازی" نیز صدق می کند.اما قانونمندیهای فضایی حاکم بر محیط "واقعیت مجازی" به قانونمندیهای محیط فیزیکی و واقعی محدود نیست.محیط "واقعیت مجازی" قانونمندیهای ویژه خود را دارد که شرایط و امکانات جدیدی را پیش روی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
معماری خراسانی
در قسمت شرقی ایران پس از به وجود آمدن حکومتهای مستقل و نیمه مستقل ، مردم به آرامشی نسبی رسیدن که نتیجه آن در معماری و هنر نیز پدیدار گشت و جوانه های هنر و معماری بعد از دو قرن در این کشور زده شد بعلت اینکه خواستگاه این معماری در شرق ایران به خصوصا خراسان بودسبک خراسانی 15نام داده اند که بعد ها دامنه آن به یزد و دامغان نیز کشیده شد. آنچه که مشخص است این دوره معماری همچون بر روی ریشه پوسیده معماری پارتی روییده شده که به آن قابلیت کاربری برای اسلام را نیز اضافه کرده اند به طریقی که نحوه حتی نحوه استفاده آجر در ستونهای کاخهای ساسانی و تاریک خانه دامغان به یک شکل است و طاق نماهایی که از مشخصات دوره پاتی است در این دوره نیز مشهود است16.و بیشتر بناها به صورت یک ایوانی ساخته می شد.
اما می توان ویژگیهای که معماری این دوره داشته را به صورت زیر دسته بندی کرد17:
- در این دوره ساختمانها نسبت به قبل از اسلام مردم وارتر و کوتاهتر شدند
- کیفیت مصالح مورد استفاده بسیار پائین بود
- از لحاظ فنی دارای همان مشخصات معماری پار تی بوده
- در این دوره اکثر مصالح بوم آورد بودن که به نحوی سعی می کردند از امکانات محل فقط بنایی بسازند.
- در این دوره معماری مسجد آغاز گردید
- بنا ها با نقشه های یک ایوانی اجرا می گردید.
آنچه مسلم است معماری خراسانی در مخلفت با معماری عباسیان و امویان بود و می خواست حر ف تازه ای از معماری ایران را داشته باشد .اما معماری ایران به این سادگی نماند و با توجه به اصالت مردم باز به سوی تزئنات و شکوه و عضمت حر کت کرد و در وا قع هر چه ایران دارای استقلال می گردید و عظمت خود را به دست می آورد تاثیرات آن در معماری پدیدار می گردید.
آذری (معماری)
جلد: 1
نویسنده: هادی عالم زاده
شماره مقاله:152
آذری، سبکی در معاماری اسلامی ایران، منسوب به اذربایجان، مشهور به سبک مغول یا ایرانی ـ مغول و مقارن با دورۀ حکومت ایلخانان بر ایران (654-736ق/1256-1336م).
پژوهشگران تاریخ هنر و معماری، غالباً دوران 1400 سالۀ هنر و معماری ایران بعد از اسلام را به سلسلههای مهم حکومتی نسبت داده و زیر عنوانهای سدههای نخستین، دورۀ سلجوقی، مغول (ایرانی ـ مغول، ایلخانان)، تیموری، صفوی و قاجار به بحث کشیدهاند (ویلسن جمـ ؛ دیماند، جمـ ؛ هنر فر، جمـ ؛ ویلبر، 33، 35؛ پوپ «بررسی هنر ایران» جمـ ؛ همو، هنر ایران در گذشته و آینده، جمـ ؛ دوری، جمـ ؛ مارسیه، جمـ) و جز تنی چند از اینان چون زکی محمدحسن (صص 15، 17، 18، 27، 36) و ارنست کونل (صص 11، 43، 94) غالباً بیهیچ توضیحی از به کار بردن واژۀ «سبک» که اصطلاحی است فنی، تن زدهاند. تنها ویلبر در تعلیل این نکته نوشته: چون فرمانروایان این روزگاران فقط پشتیبان و فراهمکنندۀ زمینۀ پیشرفت معماری بودند نه آفرینندۀ آن، به جای به کار بردن واژۀ «سبک» از عنوان سیاسی استفاده میشود (ص «ز»). گرچه او خود در جای جای کتابش تعبیرات «سبک مغول»، «سبک ایلخانی» و گاه «سبک معماری دورۀ ایلخانی» را به کار برده است (صص 33، 35). در میان این پژوهشگران ظاهراً محمدکریم پیرنیا، نخستینبار در 1347ش در مقالۀ «سبکشناسی معماری ایران» آگاهانه واژۀ «سبک» را به کار برده و به منظور به دست دادن «نامهایی منطقی و مناسب» برای چند بنا که «به یک سبک ساخته شده» ولی ننامهای مغولی، تیموری، قراقویونلو و نظایر ان» گرفته اصطلاحاتی نو در پژوهش تاریخ معماری ایران بعد از اسلام عرضه کرده است. وی به پیروی از سبکشناسی شعر فارسی، سبکهای معماری را به زادگاههای آنها نسبت داده و نامهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی را در معماری پیشنهاد کرده است (صص 43، 44).
باتوجه به مشخصات تاریخی، جغرافیایی، ویژگیهای معماری و بناهای بازماندۀ منسوب به سبک آذری میتوان آن را بر معماری اسلامی ایران در دورۀ ایلخانی (مغول) منطبق ساخت. به نظر پیرنیا پس از استقرار هولاکو در مراغه (657ق/1259م) معماری ایران جان تازهای گرفت و سبک آذری در پی دگرگونیهایی که بر اثر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ حکم بر جامعه، در سبک رازی (معماری دورۀ سلجوقی) پدید آمد، از مراغه آغاز شد و با نام سبک مغولی راه تبریز و سلطانیه را پیموده و به سراسر ایران و خارج ایران نفوذ کرد و روز به روز آراستهتر شد تا در اوج درخشش خود شاهکارهای روزگار فرزندان تیمور و به ویژه شاهرخ (807-850ق/1404-1446م) را پدید آورد (همو، 45). از این سخن پیرنیا و قراین دیگر در دو مقالۀ وی، چون ذکر مقبرۀ، شیخ
صفیّالدین اردبیلی و مسجد گوهرشاد و برخی دیگر از آثار دورۀ پس از ایلخانی در جزو بناهای سبک آذری، آشکارا برمیآید که او سبک آذری را بر معماری دو دورۀ ایلخانی و تیموری منطبق میسازد، درحالیکه غالب پژوهشگران، هنر و معماری دو دورۀ مغول (ایلخانی) و تیموری را جدا از یکدیگر و بهسان دو دورۀ مختلف به بحث کشیدهاند، حتی کونل که از این دوره زیر یک عنوان، سبک ایرانی ـ مغول، گفتوگو کرده، توجه دارد که در اینجا دو دورۀ متوالی با فاصلۀ زمانی کوتاه قابل تشخیص است که به عقیدۀ وی در دورۀ نخست که مربوط به ایلخانان است عنصر مغولی بر کارهای هنری ایران تأثیر میگذارد و در دورۀ دوم که عنصر مغولی در فرهنگ ایران حل و هضم میشود سبک تیموری ارزش و اعتبار مییابد (ص 94). اما به هر حال باید این واقعیت را در اینجا پذیرفت که گرچه دورۀ ایلخانی با مرگ آخرین پادشاه مقتدر این سلسله، ابوسعید، در 736ق/1335م پایان مییابد، ولی چون مرگ او «نه در فعالیت ساختمانی وقفه ایجاد کرد و نه در سبک معماری» (ویلبر، 105) ساختمانهای بقیۀ سدۀ 8ق/14م را نیز میتوان جزو این دوره و سبک تصریح نمیکند، ولی با توجه به این جملهها میتوان جزو این دوره و سبک به شمار آورد.
وجه تسمیه: پیرنیا به وجه تسمیۀ این سبک تصریح نمیکند، ولی با توجه به این جملهها میتوان به علت این نامگذاری پی برد: این سبک «با آمیزش و ترکیب و تلفیق معماری جنوب و سنتها و روشهایی که از روزگاران کهن، بومیِ آذربایجان شده بود» پدید امد و «به حق نام آذری گرفت» (پیرنیا، «سبک آذری»، 55)، اما وی روشن نمیسازد که این سبک کی و از سوی چه کسی و در کجا نام «آذری» گرفته و در کدام متن کهن یا نو به کار رفته است. البته توجه و اشاره به «معماری بومی آذربایجان» در نوشتههای دیگر پژوهشگران بیسابقه نیست. پیش از پیرنیا، آندره گدار در گفتوگو از مقابر مراغه، که در نیمۀ دوم قرن 6ق/12م (پیش از یورش مغول) ساخته شدهاند تعبیر «نوع ساختمانهای آذربایجان» و «معماری آذربایجان» را به کار برده است (ص 426). همچنین وی در گفتوگو از آرامگاه الجایتو (سلطانمحمد خدابنده)، بناترین اثر معماری عصر ایلخانان، به «ابنیۀ پیشین آذربایجان» و «معماری قدیمی آذربایجانی» عنایت داشته است (همو، 433).
خاستگاه: برخی از محققان چون عباس اقبال معتقدند روابط میان جهان اسلام و چین (مرکز حکومت خان مغول) که از روزگار هولاکو آغاز گردید، تأثیران متقابلی در معماری جهان اسلام مؤثر افتاده، «یکی شکل گنبدهاست که در مقابر و مساجد کاملاً از معابد چینی و بودایی تقلید شده، دیگر رنگ آبی شفاف در کاشیکاری و پوشاندن خِارج گنبدها از کاشیهای کبود براق. مخصوصاً بعضی از بناهایی که از عهد ایلخانان باقی مانده از
دور هیأت چادرها یعنی یورتهای مخصوص اسلات را دارد، تأثیر شکل یورتها در مقبرۀ مشهور به دختر هولاکو واقع در مراغه از همهجا نمایانتر است» (اقبال، 564؛ قس: حسن، 30، 48؛ الالفی، 210؛ پرایس، 101؛ دیماند، 188). ارنست کونل نیز از سرازیر شدن سیلوار طرحهایی از شرق آسیا به ایران و کشورهای مجاور و تأثیر عنصر مغولی بر هنر ایران در روزگار ایلخانان سخن گفته است، ولی افزوده»: «ابداعات و تکامل گذشتۀ آن، آن قدر نیرومند بود که در مقابل این خطر بتواند استقامت کند ... در بادی امر نوع برج در ابنیۀ دورۀ سلجوقی به همان شکل باقی ماند. مثلاً قبر دختران ]؟[ هلاکو در مراغه، درست همان سبکی را دارد که در مقابر نخجوان رعایت گردید» (صص 94، 95). در برابر این نظرات، کارل دوری عقیده دارد که در معماری این دوره (ایلخانان) بهطور کامل آنچه سلجوقیان بهطور سنتی توسعه داده بودند، پذیرفته شد و «طرحهای مسجد و مدرسه سلجوقی تقریباً بدون تغییر چشمگیری اجرا میگردید ... آرامگاه مادر ]دختر[ هولاکو در مراغه شبیه به معماری آل سلجوق است» (صص 171، 172؛ قس: الالفی، 210؛ دیماند، 102). سخنان گُدار با صراحتی بیشتر نظر پژوهشگرانی چون اقبال را مردود میسازد. وی شیوۀ «ساختمان گنبد فوقانی گنبدهای دوپوشه» را که از آغاز دورۀ مغول معمول گردید دنبالۀ شیوۀ ساختمانی دورۀ ساسانیان معرفی میکند و مینویسد: این شیوه در دورۀ سلجوقیان نیز گاه به کار رفته و همچنان تا دورۀ مغول تداوم یافته است (ص 421). وی حتی آشکارا مقبرۀ سلطانسنجر و بنای گنبددار سنگ بست و گنبد هارونیّه را، که هر سه در خراسان و از دورۀ سلجوقیاند، به عنوان الگوهای گنبد سلطانیه و شنب غازان، دو اثر مهم معماری عصر ایلخانان (مغول، سبک آذری) معرفی میکند (ص 433؛ قس: مارسیه، 170-172).
دونالد ویلبر، که دربارۀ معماری اسلامی ایران در دورۀ ایلخانان کتابی مستقل و جامع تألیف کرده است، آثار ساختمانی این دوره را مرحلهای از تاریخ پیوستۀ معماری اسلامی ایران میداند که اَشکال (فُرمهای) دورههای قبل و خصوصیات طرح و جزئیات آنها را منعکس میسازد (ص 33). به عقیدۀ وی «فرمهای معماریِ» بناهای تاریخی دورۀ سلجوقی، میراثی از روزگار ساسانیان است و ویگیهای معماری روزگار سلجوقیان و ویرانیهای هراسانگیز مغولان را پشتسر نهاد و همچنان به جای ماند و از این راه خصوصیات اساسی گنبد و ایوان برای همۀ دورههای بعد تثبیت شد (صص «ژ»، «س»، 34). همچنین به نظر او، معماران دورۀ ایلخانی همۀ نقشهها و مصالح و روش ساختمانی دورۀ سلجوقی را اقتباس کردند (ص 35). به ویژه این سخن ویلبر نظر محققانی چون اقبال را دربارۀ تأثیر شکل گنبدهای چینی بر گنبدهای دورۀ مغول (ایلخانی، آذری) یکسره باطل